وبلاگ شخصی علی اصغر صدیقی

علاقمند به IT -روان- کتاب

مشاعرمون رو از دست دادیم؟!

بدون دیدگاه

چه دوستت دارم هایی که از نزدیکانمان دریغ میکنیم.چه محبتهایی که به عزیزان مون نکردیم در حالیکه روح اونها مثل گلی که از تشنگی پژمرده شده تشنه ی محبت ما بود.چه تاییدهایی که برای روح روان آدمها مهم بود و ما بسادگی ازش گذشتیم.چقدر کم شنیدیم….چقدر گوشهامون ناشنواست.هزاران آدم هر روز داد میزنند و محبت می جویند و ما چقدر نمی شنویم کر شدیم ….چقدر بدهکاریم به خودمون به همسرمون به فرزندمون و به اطرافیانمون.انگار روح هامون یکی به ترکی حرف میزنه یکی به فارسی انگار مترجمی هم بینمون نیست هر کدوم اونچه رو میشنویم که دوست داریم اونچه رو میشنویم که دلمون میخواد نه آنچه که واقعا هست.کاش میدونستیم که ذره ای توجه میتونه یه غنچه ی نوشکفته رو به حیات برگردونه یه گوشه چشمی به یه روح خسته میتونه اونو برای زندگی شارژ کنه یه همدلی با یه زخم خورده میتونه التیام بخش روح و روانش بشه.افسوس که نمی شنویم انگار سندرم کری گرفتیم.دیگه این کری برای آدمها هم عادی شده.دیگه ناله ی یه روح خسته و زجر کشیده که در یه جسم مجسم شده و داره دعوا میکنه شنیده نمیشه صدای شکستن تکه تکه های قلب یه پدر برای فرزند مریضش رو نمیشه شنید…شاید همه عادت کردیم به نشنیدن و ندیدن …



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.